تبليغاتX
ایران چرخی - غار کهک ...
گشت و گذار و سفرهای من!!!!

طبق معمول صبح زود یه جا جمع شدیم و بعدش حرکت...ماشین تا پای تپه ای که دهانه غار  اونجا بود رفت و یه چند دقیقه ای شیب رو رفتیم بالا تا رسیدیم به کمر کوه و دهانه غار...اینو بگم که فقط اونهایی که زیر ۷۰ وزن دارن می تونن برن تو...یکی مثل رضازاده توی دهنه غار گیر میکنه.... ابعادش چیزی حدود ۶۰*۷۰ سانته و یابد هم یه ۸ متری رو با طناب و کارگاه و حمایت بری پایین... یه فرود جالب...و بعد مسیر نسبتا مناسب برای چند ساعت پیاده روی توی غار ... غاری که هوای نسبتا خوبی هم داره و استالاگمیتهای زیبا... اون روز حس زیاد خوبی برای عکس نداشتم و عکاسی نکردم...در اصل چیزی از توی چشمی دوربین معلوم نبود.. عکس رو می گرفتی (با فلاش ) و بعد از اون میدیدی که از چی عکس گرفتی... ماکرو طلبم... اینها هم برای رفع کوتیه...غار خشکیه و چاه های مختلفی هم داره که ما توی اون برنامه بی خیالش بودیم... ناهار رو هم توی غار خوردیم و تا برگردیم دم خروجی غار و یکی یکی بریم بالا شد ساعت ۶:۳۰ و برگشت به سمت تهران و نصف شب خونه بودیم...

چند تایی عکس و باقی موارد ....

مسجدی و حوض سلطانی...

انار های خشک فسیلی...

این علامتیه برای غار...

اینهم از دوستان من...آگامای سر وزغی

این سوراخ که در اصل لونه ای برای موجودیه با مهارت و دقت خاصی ساخته شده... با دیواره ای محکم...خونه کیه نمی دونم...

این هم تپه ای که دهنه غار اونجاست...

پشت سرمون و نمای ماشین و ...

عکس هنری  از دهانه غار... از توش...

این هم نمونه ای از فرهنگ ما...

اشتباه نکن... همچین هم کوچولو موچولو نیست....

توی مسیر تنها محلی که آب جمع شده بود...

آخیش ماکرو.......

کلاه میر حسن توی پاییز

و گون توی پاییز....

بالخره تونستم از هم تشخیصشون بدم

پسر بلای دو نونوایی عموش...اسمش رضاست....

سوپر مارکت صندل فروش

این هم مدلیه برای جلب و جذب کار...

خوش باشید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 20:34  توسط مهشید   |