|
گشت و گذار و سفرهای من!!!!
|
بعد از حدود نیم ساعت پیاده روی رسیدم به چشمه...اولش چیز خاصی ندیدم و با اون چیزی که توی عکسها دیده بودم حسابی فرق داشت ... یه حوضچه کوچیک معمولی اما وقتی از سراشیبی اونجا پایین رفتم چشمه اصلی خودش رو نشون داد...باد تند و تیزی هم می وزید...اما زیبایی چشمه خیره کننده بود...دو تا مینی بوی آدم اونجا بود و برای کادری بدون شخص مزاحم پیدا کردن وقت گیر بود...هوا بدتر و میشد و با غروب زمستونی خورشید یردتر هم میشد...توی مسیر خبری از این باد نبود....بالاخره چپ و راست این دو تا چشمه رو گشتم و عکسهامو گرفتم اما به دلیل پر بودن حافظه دوربینم نتونستم بیشتر عکس بگیرم....عکسهای قبلی رو هنوز روی هارد و سی دی نریخته بودم و نمی تونستم پاکشون کنم...بقیه عکسهای مسیر برگشت رو با موبایلم گرفتم که فعلا اینجا نیست...
توی اون سوز و کنار چشمه نهاری خوردم و با بقیه دوستان برگشیم پایین و کمی بعد هم سوار مینی بوس به سمت تهران حرکت کردیم...

این منظره ای بود که وقتی رسیدم اون بالا دیدم...







دزست پایین دست اون چشمه اول چشمه پلکانی و زیبای اصلی خودش رو نشون داد
و چقدر شور!!!!!!!!!!!!![]()
البته این آبها خاصیت درمانی داره و مردم برای دردهای رماتیسمی و ... توی فصل مناسبش برای شنا به به اونجا میان و ازش استفاده می کنن...اگه هم آبش براشون سرد باشه،چند تا سنگ رو توی آتیش داغ می کنن و توی آب کنار خودشون میذارن و صفا می کنن ...البته از این روش سابقه طولانی داره...آب ، شیر و ... رو حتی میشه توی ظروف چوبی به این روش داغ کرد
بعضی ها هم که به جذب اثرات مثبت سنگهای مختلف عقیده دارن سوپ و آبگوشتی هم با استفاده از همین روش تهیه می کنن و می خورند...هنگام خوردن هم از همون سنگهایی که داخل غذا بوده و سرد شده ، توی دستشون می گیرن تا انرژی بیشتری جذب کنن....![]()

















اطلاعات دقیق و توضیخات مربوط به این چشمه رو میتونید
توی سایت
بخونید...
خوب و خوش و خندان باشید