این پست رو هم ببینید تا فردا روزی که گزارش برنامه جدید رو بذارم
توضیح خاصی هم ندارم...فقط اینکه بنا به دلایل امنیتی(فامیل خودم و خانواده آقای شوهر)برنامه عیدمون تبدیل شد به یه سفر خانوادگی
البته هزینه هایی که استاد نگرانش بود صرف خرید یه دوربین شد تا موبایلم از دست من راحت بشه...ما چیزی حول و حوش محمودآباد تا نوشهر بودیم و به گشت زنی در این منطقه مشغول بودیم...چیزی که منو از رفتن به شمال توی عید فراری می ده ، قضیه ترافیکه...اونهم چه ترافیکی... از اتوبان همت توی غروبها هم بدتره... گرونی هم که نگو...
بگذریم...
بیست سی تایی عکس میذارم که با توضیحات محدودی همراهه...
آخرین سری عکسها با موبایلم...![]()
"تدی" هم بازی من تو شمال

جاده هراز



اینجا زمینیه که تا پارسال کشاورزی میشده اما امسال تفکیکش کردن ، دیوار کشیدن و دارن خشکش میکنن که توش خونه بسازن


تخلیه سریع آغل
به دوتا پنجره دقت کنید و پهن هایی که زیرش ریخته



مسیر روستای عباسا...


دور نمایی از روستای لاویج با آبگرم معروفش



یه خونه گلی و قدیمی توی خود لاویج
از این خونه ها دیگه کم شده



باغ سیر و کاهو...لاویج

ترشی میوه... کارخونه اش اصفهانه ...به جای ترشی های محلی!!!


ابتدای مسیر لاویج - پارک کشپل


جاده منتهی به پای کوه...چلندر
نمی دونم چرا کاج ها رو قطع میکردن!!!!



شتر مرغی در قفس...جاذبه یه هتل آپارتمان
اینهم تخم های شتر مرغ که روش حکاکی کردن و مثل چراغ خواب در اوردن... دونه ای صد و بیست هزار تومن... تخم خام و کار نکرده اش هشت هزار تومن!!!

فکر نکنم بتونید حلزونی رو که لبه آج کفشمه ببینید... ولی هستا...

اینهم بچه ای که داره لب ساحل یه لاک پشت درست میکنه...

تا دیگر روز...بدرود

