گشت و گذار و سفرهای من!!!!

روستای بهکده (مرکز نگهداری مجذومین در خراسان شمالی ) از 1342 ش پذیرای گروههای مجذومین بوده است . از آن زمان تا 1355 ش چهارصد دستگاه خانه مراکز حرفه ای خدماتی تفریحی آموزشی و غیره در بهکده و شش روستای مجاور آن عمدتا به همت فرانسویان برای مجذومین ساخته شد. همچنین هیئت خیریة آلمانی بیمارستانی ساخت که در 1346 ش تحویل فرانسویان شد. از 1363 ش بنا بر لایحة مجلس شورای اسلامی اموال منقول و غیرمنقول بهکده و شش روستای مجاور آن به کمیتة امداد امام خمینی واگذار گردید و تعدادی از بیماران ناچار به مهاجرت شدند که از این عده تعدادی در سالهای اخیر به بهکده بازگشته اند

جذام (خوره, آکله یا بیماری هانسن ) بیماری عفونی مسری و مزمنی که پوست عصبهای پیرامونی و استخوانها را تحت تأثیر قرار می دهد. عامل بیماری باسیلی است به نام mycobacterium leprae  که هانسن آن را در 1874 شناسایی کرد. بر اساس دانش پزشکی جدید انتقال این بیماری از طریق تماسهای مکرر و درازمدت با فرد مبتلا صورت می گیرد. گرچه جذام در مناطق گرمسیری و معتدل شیوع بیشتری دارد ولی در تمام جهان دیده می شود. جذام چهار شکل بالینی دارد: دو شکل پایدار همراه با جوشهای پوستی یا «شکل گره ای » و شبه سلی یا «با لکه های کم رنگ روی پوست » و دو شکل واسط شامل «جذام نامعین » که در واقع در مرحلة اولیه است و «جذام متوسط » که «بینابینی » نیز خوانده می شود.

*** واژه شناسی جذام. چند اصطلاح عربی که شاید به جذام اشاره داشته باشد بر اساس نشانه شناسی بیماری درست شده است . جدا از نشانه های متمایز جذام لپروماتو اصطلاحات گوناگونی اختیار شده که توصیف ضایعات جذام بوده اما صرفا محدود به جذام نبوده است . هیچ مورد بالینی جذام در آثار پزشکی سده های میانی گزارش نشده است که این اصطلاح را روشن کند ولی تقریبا تردیدی نیست که واژة جذام به همین بیماری اشاره دارد خصوصا به گونة جذام لپروماتو. این اصطلاح که در عربستان پیش از اسلام به کار می رفت از ریشة عربی واژه به معنای قطع کردن و ناقص کردن گرفته شده بود و توصیف از ریخت افتادنی است که در جذام لپروماتو رخ می دهد. بنابراین چون جذام منجر به ناقص شدن دست یا پا می شود ممکن است به معنای ناقص شده باشد (علم الهدی قسم 1 ص 5). از سوی دیگر کاربرد این ریشه حاکی از این است که گونة لپروماتوی بیماری در عربستان پیش از اسلام وجود داشته است .

آشفتگی زیادی در بارة واژه هایی غیر از جذام وجود دارد این اشکال بی تردید ناشی از شکلهای پرشمار بروز بیماری جذام است خصوصا در مراحل نخستین و نیز به سبب شباهتش با دیگر بیماریهای پوستی . واژة برص بی شک برای نامیدن جذام به کار می رفت اما برای دیگر بیماریها یا حالات غیرعادی پوستی هم شاید از آن استفاده شده باشد. این واژه نیز در عربستان پیش از اسلام به کار می رفته است . واژة برص از ریشة عربی گرفته شده که احتمالا به معنای «سفید و درخشان بودن » است . تأکید بر سفیدی پوست در گزارشهای پزشکی عربی از برص و بهق ( رجوع کنید به برص * ) ممکن است به کاهش ایجاد رنگدانه ها مربوط باشد که در مراحل نخستین جذام نامعین یا لکه ها و ضایعات درون پالیدة جذام شبه سل نیز رخ می دهد. برای نام بردن از نشانه های جذام بسته به شرایط غالبا برص سفید و سیاه بهق سفید یا سیاه وضح و قوابی به کار می رفت . به علاوه این اصطلاحات نیز ممکن است برای جذام به کار رفته باشند گرچه به ندرت از آنها استفاده می شد: ابقع اتشر ارقط اسلع (سلع ) برش بیاض (بیضاء) داءالاسد داءالقعطال مرقع سوء (اسواء).


+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 15:9  توسط    |