تبليغاتX
ایران چرخی - از کندلوس تا علمده

ایران چرخی

گشت و گذار و سفرهای من!!!!

سلام دوستان

همونطوری که قولش رو داده بودم چند تایی عکس از کندلوس و کجور رو همراه گزارش کوتاهی از اون براتون میگذارم. امیدوارم مفید باشه.

 

اول برنامه کندلوس و گرفتاری توی راه رو براتون مینویسم.

 

قضیه اینطوری بود که بعد از کنسل شدن رفتن من به برنامه خلخال به اسالم (که دو تا از دوستان با همراهی گروهی کوهنورد که در ترمینال با هم همراه شده بودن مسیر خلخال به اسالم رو اجراکردن و جای منو هم خالی کردن) روز چهارشنبه ظهر)سه روز تعطیلی نیمه شعبان ) از جاده چالوس به نیت کندلوس به راه افتادیم تا کرج که خوب بود ولی از ابتدای جاده چالوس با ترافیک سنگین روبرو شدیم که این ترافیک باعث شد تا ما شصت کیلومتر رو تا بعد از تونل کندوان تا پل زنگوله رو در عرض هفت ساعت طی کنیم از ساعت سه بعد ارظهر تا ده ونیم شب . توی قسمتهایی از راه روهم مجبور شدیم برای صرفه جویی در مصرف سوخت ماشینو خاموش کنیم. ما شب رو در پل زنگوله گذروندیم و صبح روز بعد به راهمون ادامه  دادیم.

 

 

 بعد از گذشتن از مرزن آباد به دوراهی کجور رسیدیم .جاده ای کوهستانی و قشنگ با جنگل و تمشک و زمینهای برنج کاری شده.

 

 

 

 

بعد از یک ساعتی حرکت در این مسیر به دو راهی کندلوس رسیدیم که یک روستای ییلاقی است با چند ده کوچک در بین راه . ما برای ارضای حس انسان دوستیمون یک خانم میانسال رو که منتظر ماشین بود سوار کردیم و از اون اول تا موقعی سوار شدتا پیاده بشه داشت برامون از سختی های زندگی و بچه های ناخلفش و غیره برامون درد دل می کرد. تا رسیدن به کندلوس حدود نیم ساعتی از جاده کجور خارج شده بودیم که به یک تابلو رسیدیم که مسیر موزه رو از کارخانه داروهای گیاهی کندلوس جدا میکرد. با پارچه ای که روی آن به مهمانان نوروزی  نوید پانزده درصد تخفیف رو میداد!!! جاده خاکی و پر از دست انداز بود که ما با تردید ازاون به سمت کندلوس راه افتادیم وکسی رو هم ندیدیم تا از اون سوال کنیم بجز چند تا گاو...

روی تابلو زده بود دو کیلومتر ولی بیشتر از این حرفها به نظر میومد.

 

 

خلاصه به موزه کندلوس رسیدیم و کلی خوشحال شدیم. البته خودم چند سال پیش رفته بودم ولی چیززیادی یادم نبود.

محوطه کندلوس رو خیلی خوب درست کرده و حسابی بهش میرسن .بازدیدی از محوطه و فروشگاه و خود موزه داشتیم که درخور تأمله. خودتون برید و حالشو ببرین...

 

 

 

ما برنامه داشتیم که شب رو اونجا بگذرونیم ولی با توجه به ترافیک جاده یک شب رو از دست دادیم و مجبور شدیم به راهمون ادامه بدیم . بعد از برگشت به جاده کجور به سمت روستای کجور و بعد از آن به منطقه کدیر بریم . منطقه کاملا" ییلاقی است . کسی که به منطقه آشنایی داشته باشه جاهای توپی رو می تونه به شما پیشنهاد بکنه که ما بعلت ذیق وقت فقط تونستیم در مسیر اصلی حرکت کنیم. منطقه ای به نام شاه نجر و دشت نظیر از این جمله است . بعد از عبور از کجور به منطقه کدیر رسیدیم که ابتدای جنگله و هرچه بیشتر پیش برید با انبوهی از درختان مواجه میشین که در قسمتهایی هم مثل جواهرده در مه حرکت خواهید کرد.این راه در انتها به جاده بلده به علمده متصل میشه که بعدا" توصیح بیشتری میدم. در جا جای این مسیر خانواده هایی رو می بینین که برای گذروندن یک روز خوش به اینجا اومدن البته در این مسیر خبری از کافه و دکه نیست چون به علت شیب زیاد کنار جاده جای زیادی برای زدن کافه وجود نداره . ولی منطقه و مسیر خوبیه برای گذرون دو روز تعطیلی  با صفا و خوب . البته برای شب مونی بهتره توی یکی از ده های بین راه رو انتخاب کنین چون در بقیه جاها امنیت جانی و مالی ندارید.( برای اطمینان بیشتر) منطقه و روستای کدیر مثل جواهر ده است با این تفاوت که کمی شرجی و مرطوب تر است . پوشش گیاهی آن به جنگل های شمالی میرسد و منظره های زیبایی در این مسیر وجود دارد که رفتن و دیدن اونهارو به شما توصیه میکنم . البته اینو بگم که جاده در تمام طول مسیر آسفالته و خوبه .

در ادامه به جاده بلده به علمده رسیدیم و بعد از نیم ساعت به علمده . چقدر هم عوض شده با این همه ویلاو آپارتمان نوساز دیگه از ساحل خبری نیست . در چند سال گذشته که در این جاده ساحلی حرکت می کردی می تونستی دریا رو ببینی ولی حالا فقط ساختمون میبینی و بس و به جز چند تا راه محدودی که به ساحل میرسه و خیلی هم کوچک است به دریا راهی نیست. واقعا" تأسف آوره....

 

منطقه کدیر...

 

کجور به کدیر

 

 

کجور...

 

 

کدیر...

 

 

دیواری چوبی ـ کندلوس

 

 

نمای ایوان رستوران کندلوس

 

 

نمایش وسایل قدیمی

  

 

خونه و وسایل قدیمی...

 

 

مجسمه داخل محوطه

 

نمایی از روستای کندلوس...

 

 

 

ساختمان اصلی موزه...

 

 

 آبنمای ته محوطه...

 

 

اینهم گل کدو...

 

 

باغی بین راه...

 

 

پشت بام به سبک قدیم (لت به سر خنه )

 

 

مدل خونه های قدیم با وسایلشون...

 

 

در اصلی ساختمان موزه ( رنگ شده با پوست گردو )

 

 

نمایی از ته حیاط موزه

همش با سیمانه !!!!!

 

 

 اینهم عکس مورد علاقه من...

 

 

اجداد ما در گذشته اینطوری نخ می ریسیدن

عکسی از روی عکس...

 

 

تمشک های بین راه...

 

 

این رو هم بگم که من بیشتر از منطقه فیلم گرفتم و عکسهای فابل استفاده توی بلاگ همینها بود...اونهم با موبایل...بهتر از این نمی شه....

 

خوش باشید

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 14:28  توسط مهشید خانم  |