|
گشت و گذار و سفرهای من!!!!
|
البته قبلا عکسها رو دانلود کرده بودم...اما تا حالا متن شو نذاشته بودم
بگذریم...
این برنامه رو من مدتی پیش رفته بودم ... برای امر خیر...
که بی گشت و گذار و عکس هم نبود
اول از همه از باغ مشهور گلشن شروع کردم و یه دوری توی پارک زدم
واقعا توی اون هموای گرم برای خودش بهشتیه...سرسبز و خرم...اماکمی آشفته و نا مرتب...اما برای خودش یلیه.
چند تایی عکس به سلیقه خودم گرفتم که می بینید...توضیحات بیشتر رو زیر هر عکس می نویسم

این چشم آقای پلیکانه که برای خودش توی باغ می چرخه ...به همراه خانوم و فرزندش

این هم خانواده پلیکان

همه نوع درختی توی پارک بود که اسامی اونها رو قسمت ورودی باغ روی یه تابلو نوشته بودن...حالا اگه کسی اسم درختها رو نمی دونست و اونها رو نمی شناخت ...به مسئولین پارک اصلا ربطی نداره...خودش باید یه جوری مشکلش رو حل کنه


از اونجایی که بنده یه جورایی از دور دستی بر آتش مجسمه سازی دارم ، بافتها و ترکیبها منو به خودش جذب می کنه
اینها هم بافتهای متنوع از تنه درختهای نخله

وااااای...سوژه مورد علاقه من...
اما نه اینکه روی تنه درخت آدرس بنویسی![]()

باز هم خانواده پلیکان که دارن صبحانه میل می کنن

اینجا حوض وسط پارکه که دو طرف اون به صورت طولی جوب پر آبیه که از انتهای باغ جاری میشه
خداییش توی اون کویر نعمته و عجیب

اینطور که من شنیدم گرمای امسال حسابی به محصولات اونجا آسیب رسونده...یکیش همین خرما است که جلوتر هم بهش بر می خوریم

باز هم تنه درخت نخل

آخه... دل رحماش نخونن...این کوچولو توی مسیر به سمت روستای خرو با شدت به ماشین خورد و مصدوم شد...این یکی از دسته پرنده ای بود که با دیدن ماشین سعی داشتن از جلوی اون سریع رد بشن که برای یکیشون این حادثه پیش اومده...ایستادیم و جویای حالش شدیم.. اما شدت ضربه زیاد بود و چند دقیقه بعد هم مرد...روحش شاد![]()

به روستای خرو رسیدیم و در ابتدای اون این قلعه قرار داشت که نتونستم از کسی آمارش رو بگیرم![]()
دوتا درخت سرو هزار و خورده ای ساله هم توی روستا بود که نمی دونم چرا عکسی ازش اینجا نذاشتم![]()
بعدا این کارو می کنم

از اینجا به بعد هم رفتیم تو مایه های آبگرم و بی کفش و پیاده
اینو بگم که روستای خرو چیزی حدود بیست تا بیست و پنج دقیقه تا خود طبس فاصله داره
از روستا یه راه فرعی و خاکی داره که تا سیل بند ادامه داره و شما به رودی با آب گرم می رسید...می تونم بگم که چیزی شبیه تنگه واشی اما زیبا تر و تمیزتر از اونجا...چیز جالبش اینه که از تمام دیواره های اونجا آب می زنه بیرون سوای آبی که از سرچشمه می یاد و این آبها با توجه به اینکه از کجا رد میشن و آیا سطحی هستن یا از عمق زمین بیرون میان ، درجه حرارت اونها فرق میکنه...وقتی پیاده و پابرهنه وارد آب میشی ، توی چند قدم شاید آبش کاملا خنک باشه ...اما قدم بعدیت توی آبی باشه که گرمه و دلچسب...اینجا به نام آبگرم مرتضی علی مشهوره...در تمام مسیر عرض اونجا بیشتر از پنج و شش متر نیست و از دو طرفت هم آب می چکه...دقیقا نمی دونی آبش گرمه یا سرد برای همین امتحانش می چسبه...رود عمق زیادی نداشت ...اونهم با توجه به خشکسالی امسال به نظر من باید پر آب باشه

جاهایی از مسیر هم مثل این حالت آب بند داره که گودی اون در کنار سنگ چینها تا زانو می رسه
و جاهایی هم مسیر رود از روی سنگهای کوچیک و بزرگ می گذره و قشنگ ترش می کنه

این هم حمام مرتضی علی
این فضایی رو که می بینین چیزی حول و حوش دو ، سه متری از کف دره بالا تره و فرایند طبیعت
یه آدم با جثه متوسط به راحتی می تونه بره توش اما کاملا خمیده و با احتیاط ...مثل جکوزی میمونه


زلالی آب رو داشته باشین...این کف نهره

راستی اونجا یه سری ماهی های خاکستری کوچولو داره که بزرگترینی که من دیدم چیزی تقریبا ده سانت طولش بود ... فرز و چالاک...فقط کافی بود که چند لحظه یه جا بی حرکت وایستی...اون وقت سر و کلشون پیدامیشد و به پاهات حمله می کردن ... از گازی که می گرفتن حالت سوزن سوزن شدن بهت دست میده و کمی هم قلقلک...توی عکس واضح نیستن اما می شه یه چیزهایی ازشون دید

دوست داشتی بهش دست می زدی؟
من دست زدم ...برخلاف ظاهرش بافت سفت و زبری داشت
اینها هم چیزهای جالبی که روی دیواره های خیس اونجا زیاد دیده میشه


چکیدن قطره های آب از پشت... یه کلاهک مانند بود که رفتم زیرش و از اون عکس گرفتم

این هم طاق عباسی که باز هم نمی دونم دقیقا مال کیه و برای چیه



از اینجا جلو تر نرفتم و باید سریع به طبس بر می گشتم...خیلی دوست داشتم سرچشمه رو ببینم که نشد...برگشتنی چون کاری با عکس و عکاسی نداشتم کل مسیر رفته رو توی بیست دقیقه برگشتم

و این هم غروب بین راهی

فرداش سری زدم به باغها و نخلستان های اطراف...چون وقت کافی نداشتم به ازمیغان نرفتم و بازدیدم رو به همون اطراف طبس محدود کردم...

نخل سوخته...علت نا مشخص
خشکی برگهای نخل رو می بینین؟
طفلکی ها
خرما ها هم بی نصیب نموندن و روی درخت و رشد کامل نکرده خشک شدن




روی بعضی از درختها میشد چیزی به عنوان خارک پیدا کرد

در آن واحد هم خرماهای سبز بود...هم خارک ... هم خشک شده


اینهم امامزاده مشهور طبس

ضمنا از ماست محلی اونجا غافل نشید و نون سنگکی که با آرد سفیده و دونه ای هفتاد و پنج تومن...البته اگه بتونید نونوایی رو پیدا کنید...این دو تا غذای خوشمزه ای رو تشکیل می دن...
پایان![]()
تنبل ...اینم کاری داشت؟؟؟؟![]()